با موسیقی و هنر و خوانندگی مخالف نیستم 

اما بعضی از این شعرها که خونده میشه کفرآمیز هستند.  بعضی از شعرها واقعا خطرناکند.

به این نمونه نگاه کنید.: (سیاوش قمیشی)

خدا جون مچکریم که چشم دادی بهمون

واسه گریه کردنو دیدن این دنیای زشت

مرسی که پا به ما دادی واسه ی سگ دو زدن

واسه گشتن تو جهنم دنبال راه بهشت

آخ که شکرت ای خدا واسه جهان به این بدی

چی می شد اگه تو دست به ساختنش نمیزدی

خداجون ممنون از اینکه دو تا دست دادی به ما

تا اونارو  رو به هر مترسکی دراز کنیم

خداجون مرسی از این دلی که تو سینمونه

میتونیم دل یکی دیگرو بازیچه کنیم

 آخ که شکرت ای خدا واسه جهان به این بدی

چی می شد اگه تو دست به ساختنش نمیزدی

خداجون ممنون از اینکه دو تا دست دادی به ما

تا اونارو  رو به هر مترسکی دراز کنیم

خداجون مرسی از این دلی که تو سینمونه

میتونیم دل یکی دیگرو بازیچه کنیم

آخ که شکرت ای خدا واسه جهان به این بدی

چی می شد اگه تو دست به ساختنش نمیزدی


...

مگه خدا اینطوری خواسته ؟ یعنی خدا بد خلق کرده ؟ پس اختیار آدما چی میشه ؟

این تشکر و مرسی نیست شکایت و کفر گوییه ...


...

یا این شعر از خواننده زیر زمینی (سورش لشکری = هیچکس)


اینجا تهرانه یعنی شهری که هر چی که توش میبینی باعث تحریک 

تحریک روحت تا تو آشغالدونی میفهمی تو هم آدم نیستی یه آشغال بودی 

اینجا همه گرگن میخوای باشی مثه بره بذار چشم و گوشتو من باز کنم یه ذره 

اینجا تهران لعنتی شوخی نیستش خبری از گل و بستنی چوبی نیستش 

اینجا جنگل بخور تا خورده نشی اینجا نصف عقده ایین نصف وحشی 

اختلاف طبقاتی اینجا بیداد میکنه روح مردم و زخمی و بیمار میکنه 

همه کنار همن فقیره و مایه دار خفن توی تاکسی همه میخوام کرایه ندن 

حقیقت روشن خودتو به اون راه نزن روشنترش میکنم پس بمون جا نزن 

خدا پاشو ......من چند سالی باهات حرف دارم 

خدا پاشو..... پاشدی نشو ناراحت از کارم 

کجا هاشو دیدی تازه اول کارم 

خدا پاشو ... من یه آَشغالم باهات حرف دارم 


نمکی با چرخش کنار یه بنزه هیکلو چرخش باهم کرایه ی بنزه 

من و تو اون بودیم از یه قطره حالا ببین فاصله ی ما ها چقدره 

دلیل چرخش زمین نیست جاذ به پول که زمین و میچرخونه جالبه 

این روزا اول پوله بعد خدا همه رعیت ارباب کدخدا 

بچه میخواد با یتیمی بازی کنه بابا نمیذاره یتیم لباسش کثیفه چون که فقط یکی داره 

همه آگاهیم از این بلایا حتی فرشته هم نمیاد این ورا تا نشیم فنا با همین بلایا 

اما کمک نخواستیم اشک بریزه کافیه همین برا ما آدم مریض حرفامو ترک کرد 

تموم نکردم حرفامو برگردم 

خدا پاشو ......من چند سالی باهات حرف دارم 

خدا پاشو..... پاشدی نشو ناراحت از کارم 

کجا هاشو دیدی تازه اول کارم 

خدا پاشو ... من یه آَشغالم باهات حرف دارم 

تا حالا شده عاشق دختر بشی میخوام حرف بزنم رکتر بشین 

پیش خودت میگی اینه عشق تاریخی اما دافت با یه بچه مایه دار خواب دیدی 

خیره یادت باشه غیره خودت بزن قید هرچی آدم تو کنارت میبینی چو عیبه 

یکی همسن تو سوار ماشین خدا بهت پوزخند میزنه میکنی با کینه دعا

...


یعنی خدا خوابه و هیچی از این سختیای ما رو نمی دونه ؟ خدا باعث ایناست ؟  ما باید بیدار شیم...

به قول اون بنده خدا من دیگه حرفی ندارم