چگونه فرزند خود را با ایمان تربیت کنیم؟

جایگاه و ارزش فرزند در اسلام : حضرت زهرا(س) وقتی دید که هر دو خط زیباست و هر دو در این مسابقه هنری شرکت کرده‌اند، با خود گفت من چه می‌توانم بکنم و چگونه میان دو کودکم قضاوت کنم، لذا فرمود: «ای نور دیدگانم! من دانه‌های این گردنبند را با پاره کردن رشته آن، بر سر شما می‌ریزم. هرکدام از شما دانه‌های بیش‌تری بگیرد خط او بهتر و قدرت او بیش‌تر است.»< غلام محمد فخر الدینی نجفی، فاطمه‌ی زهرا(ع) محور هستی، ص۱۲۰>
فرزند، نعمتی بزرگ و منبع خیر است؛ منبع کرامت و سود دنیا و آخرت برای انسانی که مؤمن به حق است و از روی ایمان، فرزندان خود را مؤمن و شایسته تربیت می‌کند. اولاد چه دختر و چه پسر از بزرگترین و با منفعتترین نعمت‌هایی است که حضرت حق به بندگان عنایت می‌کند. حضرت ابراهیم(ع) به دلیل فرزنددار شدن، به حمد کامل حق برخاست و به راستی که فرزنددار شدن اقتضای حمد می‌کند؛ حمدی که با زبان و قلب و اعضا و جوارح تحقق می‌یابد: «الْحَمْدُ للهِ الَّذِی وَهَبَ لِی عَلَى الْکِبَرِ إِسْماعِیلَ وَإِسْحاقَ إِنَّ رَبِّی لَسَمِیعُ الدُّعاءِ؛ خدای را سپاس که در زمان پیری، به من اسماعیل و اسحاق را بخشید همانا پروردگار من شنوای دعای بندگان است.< ابراهیم، آیه ی۳۹٫>

حضرت علی(ع) فرموده است: مَن اخلص بَلَغ الآمالَ؛[۲۶] کسی که اخلاص داشت، به آرزوهای خود خواهد رسید.نکته آخر این‌که کار خالصانه اندک، بهتر از کارهای فراوان بدون این صفت است. لذا اگر در امر تربیت و به ویژه انتقال محبت حضرت به فرزندان اخلاص باشد، تلاش کم والدین، اثر بخش‌تر از تلاش‌های بسیار بدون اخلاص خواهد بود. حضرت نبی اکرم(ص) می‌فرماید: أخلص دینَکَ یَکفیکَ القلیلُ من العملِ؛[۲۷] قلبت را خالص کن که همان عمل کم برای تو کافی است.< همان، ج۳، ص۱۴۲۶؛ کنز العمال، ح۵۲۵۷٫>
کار تربیت، مدت‌ها قبل از تولد کودک و از دوران انتخاب همسر آغاز می‌شود. باید کوشش شود که همه از لحاظ جسمی دارای بنیه و اندام متناسب و از نظر اخلاقی دارای ملکه ی عفت و اصالت و از نظر روانی نیز فردی سالم و با نشاط باشد.
یک نفر زارع وقتی می‌خواهد یک زراعتی بکند و تخمی را در زمینی کشت کند، ملاحظه می‌کند چه چیز مفید با این است و چه چیزهایی مخالف با این است. باید همین‌طور مواظبت کند تا وقتی رشد کرده و به ثمر رسد. اسلام همین معامله را با افراد انسان کرده است. اگر پدر و مادر یکی از آن ها مثلاً اخلاقش فاسد باشد، اعمالش اعمال غیرانسانی باشد، این بچه‌هایی که پیدا می‌شوند به واسطه ی وراثتی که هست در کار این‌ها در او تأثیر دارد..»

چگونه فرزند خود را با ایمان تربیت کنیم شش روش موثر در نهادینه کردن تربیت دینی و حجاب و عفاف در کودک:

اول روش تشویق کودک:

کاری کنیم که کودک متوجه شود این کارش، کار خوبیست. حال می توان با یک بوسیدن ساده باشد تا خریدن جایزه برای او یا حتی واگذاری مسئولیت به او به خاطر کار صحیحش مثل پوشیدن چادر یا آرام نشستن در مراسم عزای امام حسین و احترام به این محفل. البته چند  نکته را در خصوص این روش باید بگوییم که در خصوص تشویق برای امر حجاب نباید خود کودک تشویق شود بلکه حجاب او باید مورد ستایش قرار بگیرد و  کودک علت تشویق شدنش را خود امر حجاب بداند. یعنی به او بگوییم حجاب تو برای من ارزشمند است.و این که تشویق باید به موقع باشد و باعث ترغیب کودک شود و موجب استمرار عمل او باشد نه باعث دلسردی او (مثلا برخی به او می گویند با حجاب زشت می شوی یا بی حجاب زیباتری و کودک که خیلی به قیافه اش حساس است از این امر به علت نداشتن انگیزه قوی، زده می شود پس بهتر است در جاهایی که چنین افرادی حضور دارند کمتر رفت و آمد کنیم). نکته دیگر اینکه تشویق هدف نباشد بلکه به عنوان وسیله ای برای ایجاد انگیزه مورد استفاده قرار بگیرد.
دوم روش بصیرتی:

این روش ارزش والایی دارد. بصیرت شناختی است که در مسئله تربیتی فرد باید شناخت صحیح نسبت به مسائل داشته باشد تا بتواند فرزندش را درست تربیت کند لذا، اموری چون شناخت صحیح از انسان، یا زن و فلسفه حجاب او، یا محرم و دلیل عزاداری و هدف امام حسین از قیام در این ماه و… که در صورتی یک مادر یا پدر می تواند به کودک خود این مسائل را آشنایی بدهد که خود بر آنها آگاهی و شناخت جامع و کاملی داشته باشد و به تشخیص خود بتواند کودک را نیز شناخت بدهد. بیان اموری چون احکام روابط زن و مرد پس از بلوغ، احکام محرم و نامحرم و تمامی این امور باید اول توسط والدین بررسی و شناخته شود و سپس بر طبق فهم و درک کودک خلاصه شده و به او فهمانده شود.
سوم روش قصه گویی:

قصه گویی یک روش بسیار کار آمد در زمینه تربیت کودک محسوب می شود و کار تربیت کودک با این عمل ( که برای کودک بسیار شیرین است)،بسیار آسان می شود چراکه خصوصا کودکان اشتیاقی به نصیحت شنیدن ندارند و اگر این کار را با قصه گویی برای آنها انجام دهیم آنها به شدت تأثیر می پذیرند و نیز قصه گویی باعث تفکر کردن کودک می شود و کودک ذهن خود را کامل در اختیار قصه‌گو قرار می دهد .
چهارم نقش الگویی:

دوره کودکی و نوجوانی در تربیت اسلامی بسیار حائز اهمیت است. شکی نیست که اقدام والدین  در شروع وظیفه‌ی تربیت دینی فرزندشان از سنین پایین، کودک را آماده می‌کند که عقیده و ایمان به «الله» تعالی در روانش رشد کند. باید از کودکی زمینه در کودکان برای رشد دین در اذهانشان پایه گذاری شود.
کودکان و نوجوانان در تقلید پذیری شهره اند و آنها بسیاری از رفتار ها از طریق تقلید کردن از والدین و دیگران می  آموزند. ثابت شده کودکان و نوجوانان بیشتر از طریق مشاهده از اعمال و رفتار والدین و اطرافیان خود الگو می گیرند و آنها با مشاهده اعمال نیک عبادت و نماز والدین به این کار می پردازند و به تقلید و تکرار آن رفتار ها مبادرت می ورزند.
مثلا برخی افراد عبادت و نماز کودکان را برای آنان به منزله سرگرمی می دانند و آن را فاقد ثواب و اجر الهی می دانند در حالی که چنین نیست و قطعا عبادت در کودکی حسناتی را به دنبال دارد.
پس خوب است که بدانیم عبادت و نماز خواندن کودکان، آنان را در پیشگاه خداوند مأجور می گرداند و رغبت بیشتری برای انجام عبادت خواهند داشت و از طریق دیگر انجام عبادت ها در کودک موجب ملکه شدن آنها می گردد و باعث می شود که در دوران بزرگسالی عبادت را به آسانی و به خوبی انجام دهند اما آنان که هنگام بلوغ نماز ننموده اند عبادتی نکرده اند بعد از بلوغ انجام این کار برای آنها بسیار دشوار خواهد بود پس اگر بخواهیم کودکان افرادی مفید مومن و نماز خوان باشند باید از دوران کودکی با عبادت و نماز خو بگیرند و این دوره برای آموزش و ترغیب آنان بهترین دوران است.

پنجم شادی و تفریح را چاشنی آموزش های دینی کنید:

لازم است دین و آموزش مسائل دینی ( با توجه به روحیه و درک و فهم بچه ها ) بیشتر فرح بخش و روح افزا باشد تا جدی و غمگین .
کودک خود را کمک کنید تا تصور خود را از خلقت جهان نقاشی کند یا به صورت یک داستان درآورد و یا اینکه ذهنیت خود را از بهشت ترسیم کند . می توانید بر اساس داستانهیی که در این باب وجود دارد نمایشنامه ای ترتیب دهید و بازی کنید . اگر چنین کارهایی را بلد نیستید می توانید از سی دی ها و نوارهای موجود در بازار کمک بگیرید .

ششم محبت به کودک است:

کودکی که از همان ابتدا از مهر پدر و مادر بهره مند بوده و از چشمه گوارای محبت سیر آب شده است ، دارای روحی شاد و روانی با نشاط است . او در باطن خود احساس محرومیت می کند و گرفتار عقده های درونی نیست . در دل وی گلهای فضایل اخلاقی به آسانی شکوفا می شود و اگر در زندگی با موانعی روبه رو نگردد بشری مهربان وبا فضیلت ، انسان دوست و خدمتگذار خواهد شد . محبت در روایات ما به صورت متعدد مطرح شده است . از امام صادق علیه السلامروایت شده که رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند : آنکس که فرزند خود را ببوسد حسنه ای در نامه ی عمل او ثبت خواهد شد و آنکس که فرزند خود را شاد کند خداوند او را در قیامت مسرور میگرداند. لازم است که والدین در ضمن انجام وظایف تربیتی به این امر مهم توجه کنند و بدین وسیله فرزندان خود را از بیماری کم رویی و ضعف نفس مصون دارند
و از وصایای امام علی علیه السلام نزدیک شهادتشان این بود که : در خانواده ی خود با کودکان عطوف و مهربان باش و بزرگ تر ها را احترام کن.<بحار الانوار ج ۱ ص ۱۵۴>
همچنین آن حضرت در جایی دیگر می فرمایند : بوسیدن کودک رحمت و بوسیدن زن شهوت و بوسیدن پدر و مادر عبادت و بوسیدن برادر مسلمان دین است. <همان ج ۲۳ ص ۱۱۳>