پرسش:

سوالی برایم پیش آمده در مورد حرمت ازدواج خواهر و برادر. در یکی از نشریات در مورد ازدواج فرزندان حضرت آدم پاسخی داده شده بود که به نظر من جای بحث دارد. اول این که آیا حلال و حرام خدا از ابتدا حلال یا حرام بوده یا نه؟ دوم این که در این بحث، از حرام و حلال تکوینی و تشریعی، یاد شده است. آیا عنوان کردن این موضوع توجیه برخی سوال های بی پاسخ نیست. در روایتی از امام صادق هست که پیامبر عظیم الشأن اسلام، این مساله را رد کرده اند. خواهشمند است شبهه پیش آمده برای اینجانب را رفع کنید؟

ادامه مطلب ...

پاسخ:

حلال و حرام اموری بودند که برخی از آنها در هر دوره و هنگام نزول شریعت جدید تغییر می کردند و حتی پاره ای از حلال ها و حرام ها در همان دوره عوض می شدند. بنابراین نمی توانیم حرام ها و حلال هایی را که دین مبین اسلام به عنوان آخرین و کامل ترین دین برای ما به ارمغان آورده است، از ابتدای خلقت آدم ثابت و تغییر ناپذیر بپنداریم، بلکه حلال ها و حرام ها تابع مصلحت ها و مفاسدی واقعی هستند که در موضوعات احکام نهفته است و طبیعتا این مصالح و مفاسد در برهه های مختلف تغییر پذیر می باشند.


اما برای تاکید بیشتر درباره ازدواج فرزندان آدم(ع) توضیحاتی را در این باره ذکر می کنیم. اول این که باید این نکته را مد نظر داشته باشیم که مفسرین و علمای اسلامی بر اساس مدارک اسلامی نظیر آیات قرآنی و روایات اهل بیت عصمت دست به تفسیر وقایع قرآنی و تاریخی می زنند و اگر به زعم شما توجیهاتی هم به کار می بندند بر اساس روایات و آیات است که شاید ما علت تامه آن را نمی دانیم و تنها برخی از حکمت های آنرا درک کنیم. ضمن اینکه شایان ذکر است که اصطلاح حرام تکوینی و تشریعی چندان اصطلاح درستی نیست و با توجه به اعتباری بودن احکام، حلال و حرام و تغییر پذیر بودن آن ها چندان قابل دفاع نمی باشد.


در میان دانشمندان اسلامی دو نظر وجود دارد و هر کدام برای خود دلایلی از قرآن و روایات ذکر کرده اند. اینک ما هر دو نظر را به طور اجمال نقل می کنیم:


 1- در آن زمان هنوز قانون تحریم ازدواج خواهر و برادر از طرف خداوند قرار داده نشده بود و چون راهی برای بقای نسل بشر غیر از این راه نبوده، ازدواج آنان با یکدیگر صورت گرفته است. ناگفته پیدا است که دستگاه قانون گذاری از آن خداست: «ان الحکم الا للّه: هر گونه حکم راجع به خداست»(سوره یوسف، آیه 40)


 چه اشکال دارد که به طور موقت و از راه ضرورت، برای عده ای این گونه ازدواج در آن زمان بلا مانع و مباح باشد و برای دیگران عموما تحریم ابدی شود؟


 طرفداران این نظریه از ظواهر قرآن برای خود دلیل می آورند که خداوند عالم در سوره نساء، آیه 1 چنین می فرماید: «و بث منهما رجالاً کثیرا و نساءا: از آن دو [آدم و حوا] مردان و زنان فراوانی در روی زمین منتشر ساخت.» ظاهر این آیه می گوید که نسل بشر فقط به وسیله این دو تن به وجود آمده است، و اگر غیر از این دو در بقای نسل او دخالت داشتند، باید بفرماید «وبث منهما و من غیرهما به وسیله این دو و غیر آنان...»


 افزون بر آن مرحوم طبرسی حدیثی از امام سجاد(ع) نقل می کند که آن حضرت در ضمن گفتاری که به مردی قریشی بیان داشت، جریان ازدواج هابیل را با بلوزا خواهر همزاد(دوقلو) قابیل و همچنین ازدواج قابیل را با قلیما خواهر همزاد هابیل شرح می داد به او فرمود: این مطلب را انکار مکن چه آنکه روش الهی بر این جاری شده است؛ مگر نه این است که خداوند همسر آدم را از خود او آفرید و سپس برای او حلالش کرد... .


 علامه طباطبایی در توجیه این نظریه می فرماید: حکم ازدواج، یک حکم تشریعی و تابع مصالح و مفاسد است و حکم تکوینی نیست که قابل تغییر نباشد. از این رو ممکن است که در ابتدای خلقت به خاطر ضرورت بقای نسل در جامعه محدود آن روز که فقط دو برادر و دو خواهر بودند، از جانب خدا حلال گردد و بعد که ضرورت برطرف شد حکم حرمت بیاید به جهت این که ادامه جواز ازدواج با توجه به گسترش نسل و ازدیاد برادران و خواهران موجب اشاعه فحشاء و از بین رفتن غریزه عفت شود.


 افزون بر این نمی توان گفت فطرت با این ازدواج مخالف است، زیرا متمایل نبودن طبع نه از آن جهت است که از آن تنفر دارد، بلکه به جهت آن است که این را موجب اشاعه فحشا و اعمال زشت و از بین رفتن غریزه عفت می داند. شاهد بر این مطلب این که، ازدواج خواهر و برادر برای مدتی طولانی در بین مجوس شایع بوده است. (برای آگاهی بیشتر ر. ک: ترجمه تفسیر المیزان، ج 4، ص 239 - ج 16 ص 399)


 2- نظر دیگر آن است که چون ازدواج فرزندان آدم با یکدیگر ممکن نبود؛ زیرا ازدواج با محارم یک عمل قبیح و زشت است، فرزندان آدم با دخترانی از نژاد و نسل دیگر که در روی زمین بودند ازدواج کردند. بعدا که فرزندان آنها با هم پسر عمو شدند، زناشویی میان خود آنان صورت پذیرفت زیرا نسل آدم نخستین انسان روی زمین نبوده بلکه پیش از آن نیز انسان هایی در زمین زندگی داشته اند.


 حاصل این که ممکن است گفته شود: پسران آدم، با بقایای انسان های پیشین - که قبل از خلقت آدم و حوا در روی زمین زندگی می کردند - ازدواج کردند و از گفت وگوی خدا با فرشتگان درباره آفرینش آدم در روی زمین، استفاده می شود که قبل از آدم و حوا انسان هایی در روی زمین زندگی می کردند. البته نظری سوم هم برخی مطرح نموده اند که می توان این نظر را از نظر دوم بهتر دانست و آن این است که به علت نبود اشخاصی که بتوانند با فرزندان آدم(ع) ازدواح نمایند عده ای از فرشتگان و جنیان به فرمان الهی به گونه ای به زمین هبوط نمودند که توانستند با هابیل و قابیل ازدواج کنند تا نسل بشر ادامه یابد.



اصل شبهه: برخی بر اساس مبانی عقلی و نقلی شبهه ای را ذکر نموده اند که: از آدم و حوا دو فرزند به نام هابیل و قابیل به وجود آمدند و سلسله نسل از آنها پدید آمد، نسل آدم چگونه انتشار پیدا کرد؟ 
فرزندان حضرت آدم با چه کسانی ازدواج کرده اند؟ آیا آنان با خواهران خودشان ازدواج کرده اند؟ آیا آنان با همسرانی از جنس ملک یا جن ازدواج کرده اند؟ آیا آنان با انسان های دیگر ازدواج کرده اند؟ اگر با خواهران خود ازدواج کرده باشند با توجه به حرمت ازدواج برادر و خواهر در تمام ادیان و شرایع، چگونه این ازدواج قابل توجیه است؟ آنها می گویند در اسلام ازدواج با محارم حرام است بنابر این انسان چگونه پس از حضرت آدم تکثیر یافته است؟ آنها بیان می دارند که قران منحصر بودن نسل انسان در آدم و حوا، تنها با ازدواج فرزندان آنها با همدیگر را اثبات نموده است. اولین سؤالی که با این سخن پیش می آید، این است که این عمل در اسلام و بنا به آنچه که معروف است در سایر شرایع، حرام و ممنوع بوده است. اگر بگوییم بنا به مصلحتی بوده باز اشکال می شود که تجویز چنین ازدواجى(ازدواج خواهر و برادر) هم مخالف با فطرت بشر و همچنین، مخالف با شرایع انبیا است که آن نیز طبق فطرت است، هم چنان که خداى عز و جل فرموده: " فأقم وجهک للدین حنیفا فطرت الله التی فطر الناس علیها لا تبدیل لخلق الله ذلک الدین القیم" « سوره روم آیه 30»، و حاصل مفاد آیه این است که شرایع الهى همه مطابق با فطرت است و دین پایدار هم دینى است که چنین باشد.همچنین آنها شبهه وارد نموده اند که اینگونه ازدواج با قوانین طبیعى یعنى قوانینى که قبل از پیدایش مجتمع صالح در بشر به منظور سعادتش، در انسان ها جارى بوده نمى سازد، زیرا اختلاط و انسى که در بین افراد یک خانواده برقرار است غریزه شهوت و عشق ورزى و میل غریزى را در بین خواهران و برادران باطل مى کند، و به قول مونتسکیو حقوقدان معروف در کتابش روح القوانین: " علاقه خواهر برادرى غیر از علاقه شهوانى بین زن و مرد است" او می گوید: این عمل مخالف قوانین طبیعی است چرا که بر اساس قانون طبیعت، اجتماع انسانی برای سعادت او شکل گرفته است ولی آمیزش درون خانواده و منزل غریزة عشق و محبت بین خواهر و برادر را از بین می برد. 

عناصر منطقی شبهه
1- طبق آیات قران قران نسل انسان در آدم و حوا، تنها با ازدواج فرزندان آنها با همدیگر منحصر بوده است. 
2- در حالی که این موضوع اولا این عمل در اسلام و بنا به آنچه که معروف است در سایر شرایع، حرام و ممنوع بوده است و ثانیا بر خلاف فطرت انسانی و قوانین طبیعی است. 
3- بنابر این اینکه قرآن فرموده نسل انسان در آدم و حوا، تنها با ازدواج فرزندان آنها با همدیگر منحصر بوده، درست نیست. 

پاسخ شبهه
در کتابهای تاریخی در مورد چگونگی تولید مثل حضرت آدم و حوا ـ علیهما السلام ـ نظرات مختلفی وجود دارد .تناسل طبقة اول انسان، یعنی آدم و همسرش از راه ازدواج بوده است که نتیجه اش متولد شدن پسران و دخترانی و به عبارت دیگر خواهران و برادرانی گردیده است و در این باره بحثی نیست، بحث در این است که طبقة دوم بشر یعنی همین خواهران و برادران چگونه و با چه کسانی ازدواج کرده اند؟ آیا ازدواج در بین خود آنان بوده و یا به طریقی دیگر صورت گرفته است؟ که در این رابطه با توجه به روایات و آراء دانشمندان سه نظریه مطرح می باشد. 

1. ازدواج و تناسل فرزندان آدم ـ علیه السلام ـ به این نحو بوده است که خداوند برای هر یک از پسران و دختران، زوجی از فرشتگان و جنیان آفرید و اولاد آنها با یکدیگر به صورت پسر عمو و دختر عمو در آمدند و تکثیر نسل صورت گرفت. «زراره» به نقل از امام صادق ـ علیه السلام ـ در رد نظر اهل سنت پیرامون ازدواج برادران و خواهران با یکدیگر می گوید: وای بر این گروه که نظرات آنها نه موافق نظرات فقهای حجاز است و نه مطابق آراء فقیهان عراق. خداوند دو هزار سال قبل از خلقت آدم امر فرمود تا بر لوح محفوظ نقش بندند که ازدواج برادر و خواهر با یکدیگر از محرمات است پس چگونه است اینگونه نظرات در حالیکه ما هیچ اثری از حلیت این موضوع در کتب آسمانی مثل تورات و زبور و فرقان(قرآن) نمی یابیم براستی که اینگونه برداشتها چیزی نیست مگر تقویت نظریة مجوسیان.» آنگاه حضرت پیرامون پیدایش نسل آدم و ذریه او اینگونه فرمودند: «آدم ـ علیه السلام ـ در هفتاد بار زایمان حوا ـ علیه السلام ـ صاحب یکصد و چهل دختر و پسر شد(حضرت حوا در هر حمل صاحب دو قلو، یکی پسر و دیگری دختر، می شدند) تا اینکه هابیل به دست برادرش کشته شد. در مرگ او آدم آنقدر بی تابی کرد که تصمیم گرفت پنجاه سال از نزدیکی با حوا دوری گزیند، بعد از این مدت طولانی خداوند بر آنها عطیه ای بهشتی مرحمت فرمود، عصر روز پنج شنبه حوریه ای سیه چشم بنام« نزلة» از بهشت فرود آمد و به امر خداوند با «شیث» ازدواج نمود و فردای آن روز به هنگام عصر دیگر کنیزکی بهشتی بنام «منزلة» به امر خداوند از بهشت پایین آمده و به ازدواج فرزند دیگر آدم یعنی«یافث» در آمد. از همسر شیث پسری به دنیا آمد و نیز از همسر یافث دختری، و آن هنگام که آند و به حد بلوغ رسیدند با یکدیگر ازدواج نمودند سلف صالح و برگزیدگان از پیامبران یکی پس از دیگری پا به عرصة وجود نهادند».در حدیث دیگری علامه مجلسی به سند معتبر نقل می کند که امام باقر ـ علیه السلام ـ فرمودند: «از برای آدم چهار پسر متولد شد، پس خدا به ایشان چهار نفر از حور العین فرستاد، پس هر یک از ایشان را به یکی از پسرهای خود داد، و چون فرزندان از ایشان به دنیا آمد خدا آن حوریان را به آسمان برد، و به این چهار نفر، چهار نفر از جن تزویج کرد و نسل از ایشان به هم رسید، پس هر حملی که در مردم هست از آدم هست، و هر حسن و جمالی که هست از حور العین است، و هر بدصورتی و بدخلقی که هست از جن است. در روایتی دیگر از امام صادق ـ علیه السلام ـ نقل شده است که: «... هنگامیکه قابیل به سن بلوغ رسید با دخترکی از جنس جنیان به نام«جهانه» ازدواج نمود، بعد از آن خداوند هابیل را به آدم بخشید و او با حوریه ای بهشتی به نام«نزله» وصلت نمود». 

2. آنها (فرزندان آدم ـ علیه السلام ـ ) با نسل های باقیمانده از نسل های پیشین ازدواج کردند. چرا که آدم ـ علیه السلام ـ نخستین انسانی نبود که بر این پهنا گام نهاده، بلکه پیش از او انسانهایی در روی زمین زندگی می کرده اند و منقرض شده اند چیزی که هست بقایایی از آنها در روی زمین وجود داشت که به تکثیر نسل کمک می کرد.در کتاب«توحید» صدوق از امام صادق ـ علیه السلام ـ روایتی آورده شده که در ضمن آن به راوی فرموده: «شاید شما گمان کنید که خدای عزوجل غیر از شما هیچ بشر دیگری نیافریده، نه چنین نیست بلکه هزار هزار آدم آفریده که شما از نسل آخرین آدم از آدم ها هستید».و از امام باقر ـ علیه السلام ـ و امام سجاد ـ علیه السلام ـ نیز حدیثی به این معنا نقل شده است. 

3. نظریه سوم ناظر به اینست که: ازدواج آنها با خودشان انجام گرفته و مجوز آن، ضرورت آغاز آفرینش و نبودن همسری دیگر بوده است. از امام سجاد ـ علیه السلام ـ (در گفتگویی که با مردی قرشی داشته) نقل شده است که«... هابیل با«لودا» خواهر هم قولوی قابیل ازدواج کرد و«قابیل» با«اقلیما»، همزاد و هم قولوی هابیل.» مرد قرشی گفت اینکه عمل مجوسیان امروز است، حضرت فرمود: «مجوسیان اگر این کار را می کنند و ما آن را باطل می دانیم برای این است که بعد از تحریم خدا آن را انجام می دهند». و به سند صحیح از امام رضا ـ علیه السلام ـ در جواب اینکه: «نسل آدم چگونه به هم رسید؟ نقل شده که فرمود: «حوا حامله شد به هابیل و خواهر او در یک شکم، و در شکم دوم به قابیل و خواهر او، پس هابیل را به خواهر قابیل و قابیل را به خواهر هابیل تزویج نمود، و بعد از آن نکاح خواهران حرام شد». 
در جمع بندی اقوال باید بگوییم که علامه مجلسی طرفدار قول اول است و در رابطه با احادیثی که راجع به قول سوم نقل شده گفته است: «چون این احادیث موافق اهل سنت است، بر تقیه حمل کرده اند». علامه طباطبائی در«المیزان» در تفسیر آیة شریفة«و بث منهما رجالا کثیرا و نساء» (نساء/1) به شدت طرفدار قول سوم است .و می نویسد: «از ظاهر اطلاق آیه شریفه بر می آید که در انتشار نسل بشر غیر از آدم و همسرش هیچ کس دیگری دخالت نداشته، نه هیچ زنی از غیر بشر دخالت داشته، و نه هیچ مردی، چون قرآن کریم در انتشار این نسل تنها آدم و حوا را مبدأ دانسته و اگر غیر آدم و حوا مردی یا زنی از غیر بشر دخالت می داشت، می فرمود: « و بث منهما و من غیرهما» و یا عبارتی دیگر نظیر این را می آورد تا بفهماند که غیر از آدم و حوا موجودی دیگر نیز دخالت داشته است. 

چگونی انتشار نسل حضرت آدم از نظر روایات 
در کتاب خصال از امام باقر ع روایت کرده که فرمود: خداى عز و جل در همین زمین از روزى که آن را آفریده، هفت عالم خلق کرده (و سپس بر چیده) و هیچیک از آن عوالم از نسل آدم ابو البشر نبودند و خداى تعالى همه آنها را از پوسته روى زمین آفرید و نسلى را بعد از نسل دیگر ایجاد کرد و براى هر یک عالمى بعد از عالم دیگر پدید آورد تا در آخر آدم ابو البشر را بیافرید و ذریه اش را از او منشعب ساخت .و در نهج البیان شیبانى از عمرو بن ابى المقدام از پدرش ابى المقدام روایت آورده که گفت: من از امام ابى جعفر ع پرسیدم: خداى عز و جل حوا را از چه آفرید؟ فرمود: این مردم در این باره چه مى گویند؟ عرضه داشتم: مى گویند او را از دنده اى از دنده هاى آدم آفرید، فرمود: دروغ مى گویند، مگر خدا عاجز بود که او را از غیر دنده آدم خلق کند؟ عرضه داشتم: فدایت شوم پس او را از چه آفرید؟ فرمود: پدرم از پدران بزرگوارش نقل کرده که گفتند: رسول خدا (ص) فرمود: خداى تبارک و تعالى قبضه اى (مشتى) از گل را قبضه کرد و آن را با دست راست خود مخلوط نمود (که البته هر دو دست او راست است) و آن گاه آدم را از آن گل آفرید و مقدارى زیاد آمد حوا را از آن زیادى خلق کرد.نظیر این روایت را مرحوم صدوق از عمر و نامبرده نقل کرده و در این میان روایاتى دیگر نیز هست که دلالت دارد بر اینکه حوا را از پشت آدم یعنى از کوتاهترین ضلع او (که سمت چپ او است) خلق کرده و همچنین در تورات در فصل دوم از سفر تکوین چنین آمده، لیکن هر چند چنین چیزى فى نفسه مستلزم محال عقلى نیست، اما آیات کریمه قرآن از چیزى که بر آن دلالت کند خالى است. 
و در احتجاج از امام سجاد ع آمده که در حدیثى و گفتگویى که با مردى قرشى داشته سخن بدینجا رسانده که: " هابیل"، با" لوزا" خواهر همزاى" قابیل" ازدواج کرد و" قابیل" با" اقلیما"، همزاى هابیل، راوى مى گوید: مرد قرشى پرسید: آیا هابیل و قابیل خواهران خود را حامله کردند؟ فرمود: آرى، مرد عرضه داشت: اینکه عمل مجوسیان امروز است، راوى مى گوید: حضرت فرمود: مجوسیان اگر این کار را مى کنند و ما آن را باطل مى دانیم براى این است که بعد از تحریم خدا آن را انجام مى دهند، آن گاه اضافه نمود: منکر این مطلب نباش براى اینکه درستى این عمل در آن روز و نادرستیش در امروز حکم خدا است که چنین جارى شده، مگر خداى تعالى همسر آدم را از خود او خلق نکرد؟ در عین حال مى بینیم که او را بر وى حلال نمود، پس این حکم شریعت آن روز فرزندان آدم و خاص آنان بوده و بعدها خداى تعالى حکم حرمتش را نازل فرمود .مطلبى که در این حدیث آمده موافق با ظاهر قرآن کریم و هم موافق با اعتبار عقلى است، ولى در این میان روایات دیگرى است که معارض با آن است و دلالت دارد بر اینکه اولاد آدم با افرادى از جن و حور که برایشان نازل شدند ازدواج کردند، (و این روایات با اعتبار عقلى درست در نمى آید، زیرا خلقت جن و حوریان بهشتى مادى نیست و غیر مادى نمى تواند فرزند مادى بزاید) و خواننده محترم از آنچه گذشت حق مطلب را دریافت نمود. 

چگونی انتشار نسل حضرت آدم از نظر آیات 
از این که نسل حضرت آدم و حوا چگونه انتشار یافته است اقوال متعددی وجود دارند که شاخصه این اقوال آن است که با ظاهر قرآن کریم سازگار نیستند. قرآن کریم در سوره مبارکه نساء آیه اول می فرماید: « یا أیها الناس اتقوا ربکم الذی خلقکم من نفس واحدة و خلق منها زوجها و بث منهما رجالا کثیرا و نساء و اتقوا الله الذی تسائلون به و الأرحام إن الله کان علیکم رقیبا » ترجمه: اى مردم بترسید از پروردگار خود، آن خدایى که همه شما را از یک تن بیافرید و هم از آن جفت او را خلق کرد و از آن دو تن خلقى بسیار در اطراف عالم از مرد و زن بر انگیخت و بترسید از آن خدایى که به نام او از یکدیگر مسئلت و درخواست مى کنید (خدا را در نظر آرید) و در باره ارحام کوتاهى مکنید که همانا خدا مراقب اعمال شما است (سوره نساء، آیه 1). می بینیم در این آیه جز حضرت آدم و حوا(همسر او) عنصر دیگری را در خلقت آدمیان دخالت نداده است و تأکید دارد که تنها از این دو زنان و مردان فراوانی را خلق کرده است .و همینطور در آیه 27 سوره اعراف فرماید: «یا بنی آدم لا یفتننکم الشیطان کما أخرج أبویکم من» ای فرزندان آدم شیطان شما را نفریبد، آن گونه که پدر و مادر شما را از بهشت بیرون کرد ( ترجمه مکارم شیرازی ).که باز می بینیم پدر و مادر تمام آدمیان را حضرت آدم و همسر او می داند و عنصر ثالثی را دخیل نمی داند. 

طبق آیه اول سوره نساء، خدا پرورش دهنده انسانهاست و هموست که انسانها را از نسل یک نفر به وجود آورده که منظور حضرت آدم است و همسر او حوا را هم از او آفرید و از این دو نفر مردان و زنان بسیارى پدید آورد.کیفیت خلقت نوع بشر و تکثیر ذریه آدم و پدید آمدن انسانها از پدران و مادران بهترین وضعیت و حالت در ایجاد نوع بشر است. خداوند با قرار دادن غریزه جنسى در نهاد آدمى و شدت علاقه اى که به او نسبت به جنس مخالف داده، کارى کرده است که به طور طبیعى و بدون احتیاج به امر تشریعى نسل بشر در روى زمین باقى مانده است هر چند که امر تشریعى به ازدواج نیز به صورت استحبابى وجود دارد ولى غریزه جنسى آنچنان نیرومند است که خود به خود و حتى در میان اقوام وحشى نیز تولید مثل وتکثیر نسل وجود دارد.با توجه به متن قرآن و ظواهر آیات، شکى وجود ندارد که از دیدگاه قرآن نسل کنونى بشر به یک فرد به نام آدم مى رسد که خدا او را از خاک آفرید و از روح خود بر او دمید و او نخستین انسان روى زمین است که بدون پدر و مادر آفریده شده است.

مطلب دیگر اینکه طبق همین آیه، نسل بشر به یک تن مى رسد که همان آدم است و همسر آدم نیز از او به دنیا آمده. اکنون باید دید که منظور از این جمله چیست؟ و همسر آدم چگونه از خود آدم پدید آمده است؟ طبق بعضى از روایات، همسر آدم از دنده چپ آدم مخلوق شده و طبق بعضى از روایات دیگر، او پس از خلقت آدم از باقیمانده سرشت آدم آفریده شده است. البته در بعضى از آیات قرآنى هم آمده که خدا از خود شما همسرانى براى شما آفرید (خلق لکم من انفسکم ازواجا) ولى این آیات مربوط به نسلهاى بعدى است و ناظر به جریان آدم و حوا نیست.اگر در سند روایاتى که به آنها اشاره شد تردید کنیم، باید بگوییم که ما از چگونگى خلقت حوا از آدم اطلاعى نداریم و فقط طبق آیه مورد بحث مى دانیم که حوا نیز از آدم آفریده شده است. و نسل بشر به یک نفر مى رسد که نام او آدم است. 

موضوع دیگرى که در اینجا قابل بررسى و تأمل است این است که از این آیه فهمیده مى شود که نسل بشر از آدم و همسر او ازدیاد پیدا کرده و مردان و زنان بسیارى در روى زمین پراکنده شده اند. در اینجا این سؤال پیش مى آید که فرزندان بلافصل آدم چگونه و با چه کسانى ازدواج کردند؟ و نسلهاى بعدى چگونه به وجود آمدند؟ از این آیه فهمیده مى شود که دختران و پسران آدم و حوا با یکدیگر ازدواج کرده اند و ازدواج خواهر و برادر یک حکم تشریعى و قراردادى است و این حکم در آن زمان نیامده بود و بعدها که نسل آدم تکثیر شد و نیازى به ازدواج خواهر و برادر نبود، این حکم از سوى خدا آمد و این هیچ گونه استبعادى ندارد. زیرا طبق نص صریح قرآن بعضى از ازدواجهاى حرام، قبلا حرام نبوده و در شریعت اسلام حرام شده است مانند جمع کردن میان دو خواهر که در شریعتهاى قبلى جایز بود و یک مرد مى توانست همزمان با دو خواهر ازدواج کند ولى در شرع اسلام این امر ممنوع شد و ازدواج با خواهر همسر حرام اعلام شد.این نشان مى دهد که حرام بودن ازدواج با بعضى از زنها یک مسأله قراردادى است و ممکن است بعضى از زنها در زمانى حلال باشند و در زمانى طبق مصلحت جدیدى که پیش مى آید حرام باشند. بنابراین نباید در ازدواج فرزندان آدم با یکدیگر استبعاد کرد. چون ظاهر این آیه همین موضوع را مى رساند. البته در بعضى از روایات آمده که فرزندان بلافصل آدم با حورى یا جنى ازدواج کردند و در بعضى از روایات آمده که حوا همیشه دوقلو مى زایید که یکى از آنها پسر و دیگرى دختر بود. پسر هر شکم با دختر شکم دیگر ازدواج مى کرد و شاید هم فرزندان آدم با بازماندگان انسانهاى پیشین ازدواج کردند چون طبق یک نظریه، آدم نخستین انسان در روى زمین نبود بلکه پیش از او هم انواع مشابهى از انسانها در روى زمین زندگى مى کردند که به تدریج نسل آنها قطع شد و خدا آدم را از خاک آفرید.

منابع:

تفسیر نمونه، تهران، ج 3، ص 280-282

جعفر سبحانی، منشور جاوید، ج 11، ص 111، ج 4 ص 198

ترجمه تفسیر المیزان ج 4، ص 229- 239، ج 16 ص 399

4- پاسخ به پرسش های مذهبی، نویسنده: مکارم شیرازی - ناصر و سبحانی- جعفر، ص 454