علاقه به تحصیل دروس حوزوی داشتم ولی چون برایم روشن نبود که برای چه می خواهم به حوزه بروم و هدفم چیست به حوزه نرفتم حالا من چه کار کنم؟ آیا تصمیم بنده در مورد نرفتن به حوزه درست بود؟
هر چند ورود به حوزه با انگیزه هایی که بیان نمودید، بسیار ارزشمند است، اما اگر با سنجیدن شرایط، در مسیر دیگری که مورد نیاز جامعه است قدم گذاشتید، نه تنها مرتکب گناهی نشدید، بلکه می توانید به ترقیات معنوی نیز دست یابید.
من یک پسر بیست ساله هستم که در دانشگاه تهران تحصیل می کنم (دانشکده فنی، گروه متالورژی) در خانواده مذهبی بزرگ شده ام. قضیه این است که من علاقه به تحصیل دروس حوزوی داشتم ولی با بررسی شرایطم دیدم که الآن نمی توانم به حوزه بروم. فکر می کنم مطمئن ترین جایی است که می توانم اندیشه های اسلامی پیدا کنم و در اصل آن گونه که دین می خواهد زندگی کنم. البته نسبت به حوزه انتقاداتی دارم. ضمنا اگر کنار دانشگاه تهران یک حوزه دانشجویی هست به نام شهید بهشتی. کلاسهایشان چهارشنبه و پنجشنبه است که دانشجوها بتوانند شرکت کنند. به آنجا هم سر زدم و جویای اوضاع آنجا شدم ولی دیدم که فرصت شرکت در آنها را ندارم. البته اگر جایی باشد که افراد مورد اعتماد پیشنهاد کنند و اهمیت قضیه روشن شود، آدم حاضر می شود که وقت بگذارد و برود. دلیل عمده ای که باعث شد از رفتن به حوزه صرف نظر کنم این بود که چندان برایم روشن نبودکه برای چه می خواهم به حوزه بروم و هدفم چیست؟ یعنی آن قدر مصمم نشده بودم که بتوانم برای رفتن به حوزه، درس دانشگاهم را رها کنم و در جهت مخالف جریان فعلی اطرافم حرکت کنم و مثلا بتوانم اطرافیانم را قانع کنم. خلاصه این که فعلا نمی توانم به حوزه بروم ولی می خواهم در زمینه مسایل اسلامی فعالیتی انجام دهم. البته یکی از ایده هایم این است که بعد از تحصیل در دانشگاه به حوزه بروم. حالا بفرمایید که من چکار کنم؟ به نظرم با کمک یک نفر راهنما یک سیر مطالعاتی را آغاز کنم. یا اینکه اگر کلاسی باشد در حدی که خیلی وقت نگیرد در آن شرکت کنم. البته یک نکته مهم این است که ان شاءالله سعی دارم که با فراگیری علوم اسلامی در راه انسان شدن پیش بروم و اگر خدا بخواهد در راه اصلاح جامعه گام بردارم و صرفا خواندن کتاب های مذهبی و جمع آوری اطلاعات را نمی پسندم .و آیا به نظرشما تصمیم بنده در مورد نرفتن به حوزه درست بوده؟ ( و سؤال اصلی من این است که با فرض این که حوزه نروم چکار کنم؟

در پاسخ به سؤالتان ، ابتدا مختصری در مورد تحصیل معارف اسلامی به عرض رسانده و سپس به بخش های مختلف پرسشتان خواهیم پرداخت:

می دانیم در زمان رسول اکرم(ص) و ائمه گرامی (ع) این گونه نبوده است که اشخاص، تمام اشتغالات و مهارت های خود را کنار گذاشته و تنها به فراگیری علوم دینی بپردازند، بلکه حتی در میان یاران مخصوص امامان و راویان معتبر حدیث، افرادی را با شغل های مختلف مشاهده می نماییم [1] . این افراد هم زمان با فعالیت در امور روزمره، به پژوهش در امور دینی نیز می پرداختند.

با چنین تحلیلی، تمام افراد با ایمان باید به دنبال کسب معارف اسلامی باشند و این مسئله به افرادی که به صورت تمام وقت در حوزه های علمیه تحصیل می نمایند منحصر نخواهد بود. بنابر این هر چند اکنون به دلیل تخصصی شدن علوم و گسترش دامنه آنها، لازم است همانند دانشگاه هایی که در زمینه دانش های گوناگون به پژوهش و تحقیق می پردازند، حوزه هایی نیز به فعالیت پرداخته، تا با جذب افراد علاقمند و متدین، آنان را در روش های استفاده از منابع دینی به تخصص لازم برسانند، اما تشکیل چنین حوزه هایی نمی تواند موجب آن گردد تا دیگران لزومی به فراگیری معارف اسلامی در خود احساس ننمایند ، بلکه واجب و لازم است که هر انسان متدینی با در نظر داشتن استعداد و ظرفیت خود در این مسیر قدم بردارد، چون آیات و روایات بسیاری که تشویق به آموختن دانش دینداری می نماید، شامل همه مخاطبان شده و همه مؤمنان را به نوعی طلبه بودن دعوت می نماید [2] ، همان گونه که در اولین مسئله رساله عملیه حضرت امام(ره) و سایر مراجع نیز خاطر نشان گردیده است: "مسلمان باید به اصول دین یقین داشته باشد" و این امر، جز با تحقیق و مطالعه در زمینه دانش های دینی امکان پذیر نیست .

در مورد انتقادات جناب عالی نسبت به حوزه باید گفت که مطمئنا حوزه، خود را جامع و کامل و دور از هر انتقادی نمی داند، بلکه چه بسا افرادی که در رده های عالی حوزه هستند، به دلیل شناخت بهتر از نقاط قوت و ضعف آن، انتقاداتی بیش از شما نسبت به برخی مسائل حوزه داشته باشند، همان گونه که به احتمال بسیار زیاد، شما و اساتید محترمتان نسبت به دانشگاهی که در آن مشغول به تحصیل هستید نیز انتقاداتی داشته و خواستار برطرف شدن آن هستید و کلیه نظام های ایجاد شده توسط بشر غیر معصوم، بدون نقص و خالی از انتقاد نیست، اما این نکته نیز بدیهی است که تنها منتقد بودن به یک سیستم، نمی تواند دلیلی برای وارد نشدن به آن و شانه خالی کردن از مسئولیت باشد .

این تحلیلتان را که حوزه مطمئن ترین مکان برای دریافت اندیشه های اسلامی است، صحیح می دانیم چون هم اساس پایه گذاری حوزه ها و هم انگیزه بیشتر اشخاصی که وارد حوزه می شوند، تحقیق در مورد اسلام و دین است و طبیعتا در این محیط، بهتر می توان به آنچه اسلام در صدد بیان آن است دست یافت، اما باید این نکته را نیز در نظر داشته باشید که اشخاص ، بعد از ورود به حوزه نیز باید همان انگیزه های اولیه را حفظ و تقویت نموده و علاوه بر آن چه به طور سیستماتیک می آموزند، از طرفی به پژوهش ها و فعالیت های فوق برنامه پرداخته و از طرفی در تهذیب نفس خود بکوشند که این راز موفقیت افراد برجسته ای از حوزویان است که تبدیل به اسوه ای گردیده و دیگران با مشاهده آنان به ورود در این راه تشویق می گردند .

برای آگاه شدن در مورد این که چگونه به تحصیل پاره وقت در حوزه بپردازید و این که شیوه تحصیل در آن چگونه است و آیا با شرایطتان سازگاری دارد، به پاسخ پرسش 1712 همین سایت مراجعه نمایید .

اما در مورد این که تصمیم شما مبنی بر انصراف از ورود به حوزه، صحیح بوده یا خیر؟ باید گفت که پاسخ به این سؤال، بستگی به شناخت دقیق اوضاع و احوال پیرامون شما دارد و بر اساس آیات قرآن که هر انسان را در مورد نوع تصمیماتی که می گیرد ، بیناتر از دیگران دانسته است [3] ، تنها خودتان می توانید با ارزیابی دقیق از شرایط، پاسخگوی اصلی پرسشتان باشید و اصولا مبنا و معیاری کلی وجود ندارد که بتوان بر اساس آن در مورد صحت تصمیم افراد در ورود به حوزه و یا انصراف از آن قضاوت نمود، اما برخی نکات در این زمینه را خدمتتان عرضه می داریم:

1 - بر اساس روایات صادره از امامان معصوم(ع)، اشتغال به هر کاری که مورد نیاز مردم است، امری پسندیده و مطلوب است و از امیرالمؤمنین(ع) نقل است که خداوند مؤمنانی که حرفه ای داشته و در آن امینند را دوست دارد [4] .

2 - ورود به حوزه به طور معمول با دو انگیزه انجام می گیرد :

اول: اینکه فرد با ورود به حوزه ، به خودسازی و بالا بردن دانش شخصی خود بپردازد، و دیگر: آن که با کمک آن چه آموخته است، به  آموزش و پرورش سایر انسان ها مشغول شود .

با توضیحاتی که ارائه شد، طلب دانش با انگیزه اول باید در تمام مؤمنان وجود داشته باشد، اما آموختن دانش با انگیزه دوم تنها تا زمانی لازم است که جامعه به آن نیازمند بوده و با پذیرش این مسئولیت توسط برخی افراد داوطلب، ضرورت آن از سایرین برداشته می شود.

بر این اساس هر چند که بر همگان واجب است دانش های اولیه دینی را فراگیرند و در حد امکانات و معلومات خود به امر به معروف و نهی از منکر نیز بپردازند، اما لازم نیست تمام آحاد جامعه، متخصص در شاخه های علوم دینی گردند. به عبارتی دیگر، تا زمانی که مردم نیاز به مبلغ دینی دارند، لازم و واجب است افرادی در این عرصه قدم گذارند. آیة 122 سوره توبه نیز بر همین امر تأکید نموده و دستور می دهد که هنگام عزیمت مسلمانان به سوی جبهه های جنگ ، عده ای از آنان در مدینه مانده و به تفقه در دین بپردازند تا بعد از بازگشت مجاهدان، آنان را از احکام الاهی آگاه سازند.

3 - بیان این مهم نیز ضروری است که افرادی وجود دارند که هم در دانشگاه و هم در حوزه و دست کم در یکی از آن دو موفق هستند، ولی در مقابل، افراد دیگری مشاهده می گردند که به دلیل عدم ثبات در تصمیم گیری و تزلزل اراده، از پیشرفت در هر دو راه بازمانده و تنها اطلاعات ناقصی از این دانش ها را در ذهن خود تلنبار کرده اند بدون این که بتوانند برای خود و جامعه، مفید باشند . بر این اساس، پیشنهاد می گردد اکنون که شما تحصیل در یکی از رشته های مورد علاقه خود را آغاز کرده اید که طبیعتا مورد نیاز جامعه نیز هست، آن را با اراده ای قوی ادامه داده و اگر فرصتی هم دارید با راهنمایی و مشاوره افراد مطلع ، سیر مطالعاتی منسجمی را در مسائل دینی دنبال نموده و در صورت تمایل، به طور پاره وقت در یکی از حوزه ها نیز به آرامی با مبانی علوم دینی آشنا گردید و اگر در پایان تحصیلات دانشگاهی تان، این انگیزه هم چنان برایتان باقی بود، آن گاه با در اختیار قرار دادن فرصت بیشتر، به تکمیل دانش حوزوی تان بپردازید و اگر به دلیل اشتغال به کار و یا هر مانع دیگری نتوانستید به صورت سازماندهی شده در حوزه تحصیل نمایید، سیر مطالعات دینی خود را تا پایان عمر ادامه داده و مطمئن باشید اگر نیت شما کسب رضایت خداوند باشد، در هر صورت مأجور خواهید بود و پروردگار متعال نیز درهای حکمت را برویتان خواهد گشود .

4 - در پایان باید گفت که از سؤالتان این گونه بر می آید که شما از این که به هر دلیل وارد حوزه نشدید، در خود احساس گناه می نمایید. در این مورد باید گفت که هر چند ورود به حوزه با انگیزه های الاهی امری بسیار مقدس است، اما این گونه نیست که لازم باشد تمام اشخاص به صورت رسمی وارد حوزه شوند و راه رسیدن به سعادت اخروی منحصر در ورود به حوزه باشد و اساسا ظرفیت پذیرش حوزه  هم محدود بوده و نمی تواند پاسخگوی تمام داوطلبان باشد و توصیه می شود افرادی وارد حوزه شوند که صد در صد مسیر خود را مشخص نموده و در این راه دچار تردید و دودلی  نباشند. شما هم که با سنجیدن شرایط خود این مسیر را انتخاب ننمودید و در دانشگاه به ادامه تحصیل پرداختید ، گناهی مرتکب نشدید تا نگران عواقب آن باشید ولی همواره تلاشتان این باشد در هر شغل و مقامی که هستید، موازین شرعی را رعایت نموده و در ترقی معنوی خود و افرادی که از شما تأثیرپذیرند، بکوشید که خداوند می فرماید :"ان الذین آمنوا و عملوا الصالحات انا لا نضیع اجر من احسن عملا" یعنی کسانی که ایمان آورده و کارهای نیک انجام دهند ، ما پاداش هیچ کسی که کارش نیک باشد را ضایع نخواهیم نمود.



[1] - همانند حسن و یوسف و یعقوب بزاز ، سعید سمان(روغن فروش)، حسن بن محبوب زراد (زره ساز)، زید شحام(پی فروش) و بسیاری از راویان دیگر که به کارهای لازم در آن زمان اشتغال داشتند.

[2] - به عنوان نمونه آیه 9 سوره زمر پرسشی را طرح می نماید که آیا دانایان و نادانان برابرند؟ و همچنین ر.ک: باب فضیلت دانش که از اولین باب های کتاب اصول کافی است.

[3] - سورة قیامه ، آیه 14 و نیز سورة اسراء ، آیه 14.

[4] - کلینی ،محمد بن یعقوب، کافی ، دار الکتب الاسلامیه ، تهران ، 1365 ه- ش، ج 5 ، ص 113.