اگر خواسته باشم مختصر و کوتاه بگویم.
دعا نویسی رایج اگه از کتب معتبر و روایی باشه اشکالی نداره
گاهی هم مشاوره و امید دهی انجام می دهند که مشکلی ندارد
اما چیزی که معمولا وجود داره اینه که:
1.کتب غیر معتبر و ادعیه غیر موثق زیاد استفاده می شود.
2.اعمال خرافی و بدعت گونه انجام می شود.
3.در مواردی که خودم "چندین" مورد را از نزدیک دیده و خبر دارم، از سحر و جادو استفاده می کنند. و اعمال حرام مرتکب می شوند.
4.اکثر موارد کار خاصی بلد نیستند حتی تسخیر جن و جادو و کار حرام هم بلد نیستند و گاهی ادعیه را هم درست نمی شناسند و دکان و راه درآمد محض است و بس.
5.تمام ادعیه اثرشان در نوشتن نیست بعضی ادعیه و تعویذات باید همراه داشت و یا نوشته شود و آدابی رعایت شود ولی اکثر ادعیه دعانویسان نوشتنی است.
6.من از دفتر آقا استفتا کردم گفتند اگر ادعیه از کتب معتبر باشد اشکالی ندارد و نباید نرخ تعیین کنند. موفق باشید.
سلام
دقیقاً سال ششم دبستان بودم همین ایراد را از پدرم گرفتم..
ایشان چیزی نگفت پس از اندکی از من سوال کرد مساله آب کُر را میدانی؟
گفتم آری ....
گفت برایم بگو.....
گفتم
{{حجم آب کر برابر است با ظرف آبی که هر کدام از درازا، پهنا و گودی آن سه وجب و نیم باشد که معادل آن بر اساس اختلاف فقها از ۳۷۶ کیلوگرم تا ۴۸۰ کیلوگرم گفته شده است. }}
گفت فرض کنیم آب کُر 480 کیلو گرم هست و دو ظرف آب کُر را داریم در یکی 10 سک بشاشد. و در دیگری یک سگ فقط جرعه ائی از آن بنوشد... و شما مجبور باشید از همان آب بخورید از کدام ظرف خواهید خورد..
از اونیکه سگ نوشید؟
یا از اونیکه 10 سگ در آن شاشید؟
گفتم خوب معلومِ" هر عقل سالمی از آن ظرفی مینوشد که فقط جرعه ائی از آن را سگ نوشید..
پدر م گفت "" اگر به تو بگویم که همه مراجع میگویند فقط باید از آن ظرفی بنوشید که 10 سگ در آن شاشیدن باز چی" آیا قبول میکنید؟ گفتم نه... پدرم گفت از چه روی این حرف را میزنی؟ گفتم عقل هر آدم سالمی همین را میگوید..
پدرم گفت ولی می دانی استدلال آن مراجع تقلید چیست؟ گفتم نه هر چه هم استدلال بیاورد من یکی از آن ظرفی که 10 سگ شاشید قطعاً نخواهم نوشید..!! میدهم آن ها خودشان بخورند.. پدر گفت" لازم نیست شما بدهید خودشان خواهند خورد!!
گفتم حالا استدلال آن مراجع چیست..؟ گفت اگر سگی از آب کُر بنوشد چون از کُر بودن کاسته میشه آن آب نجس میشود ولی اگر 10 سگ در آن آب کُر بشاشد چون بر آن آب افزوده میشود ولی رنگ و طعم آن تغییر نمی کند پس طاهر هست..
پدرم گفت ما آنزمان هرچه مراجع میگفتند را میپذیرفتیم ولی الان تو یک الف بچه حاضر نیستی زیر بار حرف مراجع بری خوب ایراد ما این بوده که این کلاه گشاد را بر سر نسل ما گذاشتند.. و با خنده گفت همه ما بدون کوچکترین اشکال از ظرفی آب میخوردیم که 10 سگ در آن شاشیده بودند نه از ظرفی که فقط اندکی سگ نوشیده بود...
.....................................................................................................
🔆 پاسخ شبهه:
1️⃣ چنین مسئله ای در رساله و کتابهای هیچ یک از علما نیامده است و اگر نویسنده متن فوق چنین کاری کرده، از حماقت خودش بوده و از روی جهالت یا غرض ورزی حماقت خود را به دین و علمای دین نسبت می دهد.
2️⃣ اما اصل مسئله ای که نویسنده با سوء استفاده از آن این شبهه را طراحی کرده چیست؟ از نظر فقهی وقتی یک آب به اندازه کُر باشد به صرف برخورد با نجس، نجس نمی شود مگر آنکه بو یا رنگ یا طعم آن عوض شود، اما اگر آب کر نباشد، به صرف ملاقات با شیئ نجس، ناپاک می شود که احکامی دارد از جمله نمیتوان آن را نوشید، با آن نمیتوان وضو گرفت و...
3️⃣ اما قسم اول یعنی آب کُری که پاک محسوب میشود، آیا شرعا جایز است که آن را نوشید؟ به عبارت دیگر هر آبی که نجس باشد نوشیدن آن جایز نیست، اما آیا هر آبی که پاک باشد، شرعاً نوشیدن آن جایز است؟ خیر، این طور نیست. علاوه بر آن شرایط دیگری هم دارد، مثلاً تمیز هم باشد (یُحَرِّمُ عَلَیْهِمُ الْخَبائِثَ)، ضر نداشته باشد (لا ضرر فی الاسلام) و ... به همین دلیل آبی که مخلوط با گِل باشد، یا آب گندیده اگرچه پاکند، اما مسلماً از نظر فقهی خوردن آن حرام است.
4️⃣ با توجه به این مقدمه برگردیم به شبهه مذکور: شبههپرداز، به خیال خود، رندانه یک فرض بسیار نادر (که شاید تا حال اصلاً اتفاق هم نیفتاده باشد) یعنی اینکه انسان مردد باشد بین اینکه از آبی بنوشد که ده سگ در آن ادرار کرده یا آبی که یک سگ از آن نوشیده و آن را از مقدار کر خارج کرده را به تصویر کشیده و فقه و فقها را زیر سوال می برد. در حالیکه همین مسئله نادر مربوط به نجاست و طهارت است که تنها یکی از شرایط خوردن و آشامیدن است و برای حکم به جواز نوشیدن شرایط دیگری نیز لازم است که در بالا ذکر شد. بنابراین حکم شرع مسئله فوق چنین است:
5️⃣ هیچ کدام از دو آب ذکر شده، قابل نوشیدن نیست؛ یکی به خاطر نجاست و دیگری به خاطر خباثتی و کثافتی که در آن است، اما اگر شخص به دلیلی مثلا ترس از تلف شدن، ناچار به خوردن از یکی از آنها باشد، در این هنگام مخیر است یکی از آنها را انتخاب کند و چه بسا به دلیل اینکه آب کری که در آن ادرار ده سگ وجود دارد ضرر دارد، «قاعده لاضرر» حکم می کند که از آن نباید نوشید و آب دیگر را برای نوشیدن استفاده کرد.
✍️حجتالاسلام دکتر قربانی مقدم
💯🌻💯
نظرتان در باره دعا نویسی چیه؟
.................
اگر خواسته باشم مختصر و کوتاه بگویم.
دعا نویسی رایج اگه از کتب معتبر و روایی باشه اشکالی نداره
گاهی هم مشاوره و امید دهی انجام می دهند که مشکلی ندارد
اما چیزی که معمولا وجود داره اینه که:
1.کتب غیر معتبر و ادعیه غیر موثق زیاد استفاده می شود.
2.اعمال خرافی و بدعت گونه انجام می شود.
3.در مواردی که خودم "چندین" مورد را از نزدیک دیده و خبر دارم، از سحر و جادو استفاده می کنند. و اعمال حرام مرتکب می شوند.
4.اکثر موارد کار خاصی بلد نیستند حتی تسخیر جن و جادو و کار حرام هم بلد نیستند و گاهی ادعیه را هم درست نمی شناسند و دکان و راه درآمد محض است و بس.
5.تمام ادعیه اثرشان در نوشتن نیست بعضی ادعیه و تعویذات باید همراه داشت و یا نوشته شود و آدابی رعایت شود ولی اکثر ادعیه دعانویسان نوشتنی است.
6.طبق اخبار موثق یهود و صیونیسم در حال ترویج سحر و کهانت هستند. با چاپ کتاب های قدیمی و رواج این تفکر...
7.من از دفتر آقا استفتا کردم گفتند اگر ادعیه از کتب معتبر باشد اشکالی ندارد و نباید نرخ تعیین کنند.
موفق باشید.
بخاطر سوالات زیادی که درباره مطلب قبلی تو خصوصی پرسیده شد. این پست برای تکمیل مطلب قبلی اضافه شد.
#رومینا_اشرفی
الکل نجس نیست
1. الکل (به خودی خود) نجس نیست؛ زیرا دلیلی بر نجاست آن وجود ندارد و اگر هم حکم به نجاست مشروبات الکلی میشود دلیلش، وجود الکل در آنها نیست؛ بلکه دلیلش مستکننده بودن این مایعات است.
2. اگر مایعی، مستکننده بود (چه کم و چه زیادش)؛ نجس است و نوشیدن آن حرام؛ خواه در آن الکل وجود داشته باشد (به هر میزان و درصدی)، خواه وجود نداشته باشد.
3. اگر مایعی، مست کننده نبود (چه کم و چه زیادش)؛ چنین مایعی پاک است و حکم به نجاست آن نمیشود، خواه در آن الکل وجود داشته باشد (به هر میزان و درصدی)؛ خواه وجود نداشته باشد.
✅ بنابراین مایعات نوشیدنی و یا ضدعفونیکنندهای که در ترکیب آنها الکل به کار رفته است و ما میدانیم که هیچ مایع مستکننده و یا نجسی در آنها وجود ندارد و یا شک داریم که آیا این دو در ساختشان به کار رفته است یا نه؟ پاکاند و نیازی هم به تجسس دربارۀ پاکی یا نجسی آنها نیست.
https://article.tebyan.net/195938
یک
نماز داراى آثار و فواید فراوانى است. یکى از آنها، نهادینه کردن ارزشها و تمرین پیوسته پاکىهاست. یاد خدا، بزرگترین ارزش است و نمازهاى پنجگانه، این ارزش را در قلوب همگان نهادینه مىکند.
حفظ حجاب و پوشش اسلامى براى زنان نیز یک ارزش گرانبها و تعیین کننده است. خداوند متعال، تمرین و یادآورى پیوسته آن را براى زنان، در نماز، واجب کرده است؛ تا همواره بر حفظ آن پایدار باشند.
دو
وجود پوششى یکپارچه براى تمام بدن و داشتن پوششى مخصوص براى نماز، توجه و حضور قلب انسان را بیشتر مىکند و از پراکندگى خاطر مىکاهد و ارزش نماز را صد چندان مىکند.
سه
داشتن پوشش کامل در پیشگاه خداوند، نوعى ادب و احترام به ساحت قدس ربوبى است. از اینرو، براى مرد نیز در بر داشتن عبا و پوشاندن سر در نماز، مستحب است و همین ادب حضور در پیشگاه الهى، زمینهساز حضور معنوى و بار یافتن به محضر حق مىشود.
چهار
حکم پوشش در نماز، با حفظ حجاب در برابر نامحرم، تفاوتهایى دارد و با آن، قابل مقایسه نیست؛ به عنوان مثال، پوشاندن روى پا در برابر نامحرم، واجب است؛ ولى در نماز- بدون حضور نامحرم- واجب نیست.
سلام.
سوال د:
حدیث داریم که میگه اگر قرار بود به غیر از خدا سجده کنیم، خدا به زن دستور میداد که به شوهرش سجده کنه.
من اولش گفتم این انصاف نیست اما ازونجاییکه به عدالت خدا ایمان دارم
توی منصفانه بودنش شک ندارم اما دلیلشو نمیدونم.
شما اگر میدونید راهنماییم کنید
ممنون
...............
سلام
اول از سوال زیبا و دقیقتون تشکر می کنم
جواب :
1.حکمت اصلی را خدا می دونه و ما نمی تونیم مفهوم اصلی کلام و قرائن اون رو بطور کامل بفهمیم.
2.سجده نماد اطاعت و فرمانپذیریه و اطاعت زن از مرد موارد خاصی داره شامل تمکین و خروج از خانه
اما تمکین: می گویند اگه شهوت 10 درجه باشه 9 درجه اون در خانمها و 1 درجه اون در اقایونه اما مرد همین یک درجه رو سخت می تونه تحمل کنه ولی زن 9 درجه رو می تونه راحت تر از مرد کنترل کنه
شهوت در مرد خیلی مهمه و بیشتر سقوطهای اقایون از همین قسمته پس اطاعت زن تو این زمینه خیلی به دوام زندگی کمک می کنه
(3). دستور خداست و عمل به اون مثل عبادت می مونه
(4). مرد هم باید به خانم و خانواده احترام بذاره و اسلام سفارشهای زیادی درباره زنان و دختران داره
(5). این یک تلنگر به مرد هم هست یعنی مرد حواسش جمع باشه چه جایگاهی داره مبادا زور گویی و ظلم داشته باشه یعنی مثل خداونده و باید همونطور رفتار کنه
(6). این به معنای مردسالاری نیست بلکه به معنای اینه که خانواده یک گروه کوچیکه و گروه باید سرگروه داشته باشه و خدا این وظیفه رو به عهده مرد گذاشته "الرجال قوامون علی النسا" (سوره نسا 34)
(7). البته این هم بدونیم که وقتی مرد یه چیز میگه اگه زن بگه چشم یا بالاخره حرفو گوش کنه روحیه مرد طوریه که از این لذت می بره و همه نوع خدمتی رو برا زنش انجام میده (خیلی از دخترا و زنا از این سواستفاده می کنند و مردها رو اصطلاحا خر می کنن)
(8). جواب مفصل خودتون رو می تونید در تفسیر المیزان ایه 34 نسا و همینطور تفسیر نمونه ببینید و مساله حجاب و نظام حقوق زن در اسلام از شهید مطهری هم مفیده.
در پایان جواب زیبای مقام معظم رهبری هم براتون میذارم انشاالله مفید باشه.
قرآن می فرماید آیه «الرجال قوامون علی النساء». این آیه بدین معناست که سرپرستی امور خانه به دوش مرد است. مرد باید برود کار کند.معیشت خانواده به عهده اوست. زن هر چه ثروت دارد مال خودش است اما معیشت خانواده به دوش او نیست.
این طور هم نیست که بگوییم همه جا باید خانم از آقا تبعیت کند،نخیر. چنین چیزی نه در اسلام داریم و نه در شرع. آیه «الرجال قوامون علی النساء» معنایش این نیست که زن باید در تمام امور تابع شوهر باشد.نه! یا مثل برخی از این اروپا ندیده های بدتر از اروپا و مقلد اروپا ،بگوییم که زن بایستی همه کاره باشدو مرد باید تابع باشد. نه این هم غلط است.
بالاخره دو تا شریک و دو تا رفیق هستند. یک جا مرد کوتاه بیاید و یک جا زن کوتاه بیاید. یکی اینجا از سلیقه و خواست خود بگذرد و دیگری در جای دیگر، تا بتوانید با هم زندگی کنید.
اما خداوند متعال تفاوت طبیعی را در زن و مرد قرار داده است. خدای متعال طبیعت زن را ظریف قرار داده است. بعضی از انگشتها خیلی درشت و گنده هستند و برای کندن یک سنگ از زمین خیلی مناسب است، اما اگر بخواهند یک جواهر خیلی ریز را لمس کنند معلوم نیست بتوانند بردارند.
اما بعضی از انگشتها ظریف و باریکند. آن سنگ را نمی توانند بردارند اما آن خرده جواهر و خرده طلا را می توانند از روی زمین جمع کنند. زن و مرد این طورند. هر کدام یک مسئولیتی دارند. نمی شود هم گفت که مسئولیت کدامیک سنگین تر است. مسئولیت هر دو سنگین است. هر دو لازم است. خدا اینها را اینطور کنار هم قرار داده است.
سؤال: شنیده ام مجامعت با هر یک از خانواده زن اعم از لواط با برادر زن و پدر زن ، مقاربت با مادر زن و خواهر زن باعث حرام شدن زن به شوهر می شود. با توجه به این مطلب سؤالاتی برای من مطرح شده است: 1. آیا مقاربت با مادر زن و خواهر زن از دبر هم باعث حرام شدن زن به شوهر می شود؟ حتی اگر تا قبل از ختنه گاه فرو شود یا حتی فقط در حد ملاعبه باشد و مرد به درجه انزال برسد و یا حتی از دیگر نقاط آنها جهت لذت و انزال استفاده کند؟ 2. اگر در لواط مرد مفعول هم مفعول و هم فاعل واقع شود، باز همان حکم می آید؟
پاسخ: 1- اگر کسی با مردی لواط کند و لو اینکه مقداری از حشفه[1] داخل شود، مادر لواط داده و مادر بزرگش و هر چه بالاتر رود، و دختر لواط داده و دختر دخترش و هر چه پائین تر رود و خواهرش، بر فاعل حرام می شوند اگر چه لواط کننده و لواط دهنده بالغ نباشند[2] اما مادر و دختر و خواهر فاعل بر مفعول حرام نمی شود[3] . بله اگر گمان کند که دخول شده، یا شک کند که دخول شده یا نه، بر او حرام نمىشوند. آنچه بیان شد در صورتی است که لواط قبل از عقد با مادر و خواهر و دختر لواط داده، انجام شده باشد[4] اما اگر لواط با مردی بعد از عقد با دختر یا خواهر یا مادر او انجام گرفته باشد بنابر فتوای مراجع معظم، مادر و خواهر و یا دختر مفعول برای فاعل حرام نمی شود.[5] حال اگر این روابط حرام جا به جا شود یعنی مفعول، فاعل هم واقع شود همین حکم نسبت به مفعول دومی هم صدق می کند. 2- داشتن روابط نا مشروع جنسی با مادر و خواهر همسر، هم در دو فرض محتمل است: الف- قبل از عقد نکاح. ب- بعد از عقد نکاح با زنی. امام خمینی (ره) می فرماید:" اگر با زنی (غیر از عمه و خاله ی خود) زنا کند احتیاط واجب[6] آن است که با دختر او ازدواج نکند ولی اگر زنی را عقد نماید و با او نزدیکی کند بعد با مادر او زنا کند آن زن بر او حرام نمی شود و همچنین است اگر پیش از آن که با او نزدیکی کند با مادر او زنا کند ولی در این صورت اخیر احتیاط مستحب است که از آن زن جدا شود."[7] اما اگر (نعوذ بالله) انسان با عمه و خاله ی خود زنا کند پیش از آنکه دختر عمه و یا دختر خاله ی خود را بگیرد، دیگر نمی تواند با آن (دختر عمه یا دختر خاله) ازدواج نماید."[8] 3- در مورد اینکه آیا زنا با دخول در دبر (پشت) هم تحقق پیدا کند یا نه؟ باید گفت: بر طبق تعریفی که از زنا شده است، به دخول در دبر هم زنا اطلاق می شود و در این اطلاق شرط است که تا ختنه گاه دخول شود و با ملاعبه و این طور موارد زنا تحقق نمی یابد[9]. بعبارت دیگر این عمل از جهات متعدد موضوع حکم است. از آن جهت که یک عمل جنسی است و موجب جنابت و غسل می شود، دخول تا ختنه گاه شرط است[10] و کمتر از آن غسل جنابت ندارد و از آن جهت که بر زنا حد شرعی جاری است و زانی تازیانه زده یا سنگسار می شود و یا با دختر زانیه اگر زانیه عمه یا خاله باشد نمی تواند ازدواج کند و...، دخول به مقدار حشفه و ختنه گاه، شرط است و با دخول به مقدار کمتر، احکام زنا بار نمی شود، اما حکم حرمت ازدواج با مادر، دختر و خواهر لواط داده، با دخول کمتر از ختنه گاه هم، می آید.
[1] ختنه گاه.
[2] آنچه نقل کرده ایم نظر امام خمینی (ره) بود اما بعضی از مراجع دیگر می فرمایند: مکارم: اگر لواط کننده نابالغ باشد حرام نمىشود. صافى، تبریزى: بنا بر احتیاط بر لواط کننده در صورتى که بالغ بوده حرام است. فاضل: اگر شخص بالغى با پسر نابالغى لواط کند، با احراز تحقّق دخول؛ مادر، خواهر و دختر پسر بر او حرام مىشود ولى اگر فاعل نابالغ باشد یا شک کند که بالغ بوده بر او حرام نمىشود و چنانچه هر دو بالغ باشند، بنا بر احتیاط بر او حرام مىشود. سیستانى: مسأله مادر و خواهر و دختر پسرى که لواط داده، بر لواط کننده در صورتى که بالغ بوده حرام مىشود، هر چند کمتر از ختنهگاه داخل شود؛ و همچنین است بنا بر احتیاط لازم اگر لواط دهنده مرد باشد و یا آن که لواط کننده بالغ نباشد، ولى اگر گمان کند که دخول شده یا شک کند که دخول شده یا نه، بر او حرام نمىشود؛ و همچنین مادر و خواهر و دختر لواط کننده بر لواط دهنده حرام نیست.
[3] تحریر الوسیلة، ج2، مسألة 24، ص 282.
[4] توضیح المسائل، ج 2، صفحه 473، مسئله 2405
[5] توضیح المسائل، ج 2، صفحه 473، مسئله 1406
[6] البته عده ی دیگری از مراجع در اینجا قائل به احتیاط مستحب در عدم ازدواج با زن مورد نظر هستند.
[7] توضیح المسائل مراجع، ج 2، مسئله 2396
[8] توضیح المسائل مراجع ، ج 2، مسئله 2394
[9] المعة الدمشقیه، باب حدود، صفحه 239، چاپ اسماعیلیان
[10] توضیح المسائل مراجع ، ج1، ص 211 ، مسأله 349 و 350.